أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ

429

دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )

( 359 ) 14 / 21 « نوشتند » . چنين است در دستنوشت ؛ نمودار تلفّظى دير سال مىباشد . « نوشتن » در پهلوى nipistan بوده ( نگر : فرهنگ فارسى ، دكتر معين ) ؛ در فارسى - چنان كه در دستنوشت ما - به تلفّظ « نوشتن » هم به كار رفته است . ( 360 ) 14 / 22 « تخفيف را » . « را » از حروف اضافه است و به معاني مختلفى به كار مىرود . در اينجا « را » به معناى « براى » است و به اين معنا باز هم در نگارشها و سرايشها به كار رفته است . « سخن سربسته گفتى با حريفان * خدا را زين معمّا پرده بردار » ( حافظ ) . ( بخاطر خدا ، براى خدا ، تو را به خدا . . . ) « يكى را از ملوك ، كنيزكى چينى آورده بودند . » ( گلستان ) . ( نگر : رفتار شناسى زبان ، ص 152 تا 178 ) . ( 361 ) 14 / 24 « خصم » ، « خصمان » . نون پايان « خصمان » در دستنوشت چندان روشن نيست . « خصم » : طرف جدال ، طرف مباحثه . « چون بدليل از خصم فرو مانند سلسلهء خصومت بجنبانند . » ( گلستان سعدى ) . ( لغتنامهء دهخدا ، نقل بتلخيص ) . ( 362 ) 14 / 24 « اقامت » . در كتاب المصادر ( ص 507 ) مىخوانيم : « الاقامة : بر پاى كردن و راست بكردن و . . . » . ( 363 ) 14 / 25 « بيّنتى » . در دستنوشت فتحه‌اى هم براى تاء يا باء نوشته شده كه زائد به نظر مىرسد . ضمنا گويا حركات به خطّى نو باشند . « بيّنت » : دليل ، برهان ، دليل آشكار ، برهان واضح . در ملخّص اللّغات آمده : « البيّنة : گواه . » ( ص 11 ) « اقامت بيّنت » : دليل آوردن ، گواه آوردن . ( 364 ) 14 / 25 « يد » . در دستنوشت ، كسره‌اى هم زير دال گذاشته شده است . حركات عبارت « در يد و تصرف » كلّا به خطّى نو به نظر مىرسند . ( 365 ) 14 / 25 « . . . صاحب اوست . » نگر : تفسير شيخ ابو الفتوح ( قدّس سرّه ) ، چ شعرانى ، ج 1 ، ص 367 . ( در اين جايگاه « دقائق التّأويل » و « تفسير شيخ ابو الفتوح رازى ( طاب ثراه ) » مانندگى بسيار دارند . آيا در اينجا ابو المكارم - عليه الرّحمة - از آن تفسير بهره برده است ؟ اللّه أعلم بحقائق الأمور ) . ( 366 ) 15 / 1 « كى گويند » . جايگاه « كى » در دستنوشت ، مخدوش و آسيب ديده است ؛ به قرائت خويش يقين ندارم .